ابراهيم عاملي ( موثق )
58
تفسير عاملي ( فارسي )
معنى لغات : سلطان - حجّة و دليل قاطع ، تسلَّط و قدرت ، پادشاه . متاع - سرمايه ى مادّى قابل استفاده ، آنچه استفاده ى اندك از آن مىشود ، غمّه - اندوه و رنج تنگنائيهاى زندگى . خلائف - جمع خليفه بمعنى جانشين . ترجمه : 67 اعراب گفتند : خدا براى خود فرزند برگزيد ، چه بدور است او از اين پندارها چون او بىنياز است كه آنچه بآسمانها و زمين است از او است و شما را دليلى بر اين گفتار نباشد ، پس چرا آنچه ندانيد بر خدا بنديد ؟ 68 اى محمّد بگو : آنها كه بر خدا دروغ مىبندند هرگز رستگار نمىشوند 69 كه اندك بهره اى بزندگى دارند وز آن پس بازگشتشان بسوى ما بود و آنگاه آزارى سخت به آنها بچشانيم 70 و براى پند اين مردم سرگذشت نوح بگو : روزى او بمردم خود گفت : اى خويشان من اگر بدينجا ماندنم و آيات خدا ياد كردن بر شما دشوار است توكّل من بر خدا است و شما با آنها كه در دين و انديشه انبازيد يكدل شويد كه زين پس افسوس كار خود نخوريد و آنگاه در نابودى من شتاب كنيد و مهلت ندهيد 71 و اگر پشت بسخنان من كنيد من مزدى از شما نخواهم كه جز خدا مزد من نتواند دهد و من دستور دارم كه از سرسپردگان بفرمان حقّ باشم 72 آنها او را دروغزن دانستند و ما او را با همراهانش بكشتى ز گرفتارى رهانديم و جانشين ديگران كرديم و آنها كه آيات ما دروغ شمردند به آب فرو برديم پس اى محمّد بنگر كه چگونه بود سر انجام بيم